
هر رهگذری در گذر این گذران است
در هر گذری عشق نگهدار زمان است
هر یار که آمد دلش از عشق حذر کرد
بی قافیه از عشق نوشتم: نگران است
از سادگی برگ درخت عشق بیاموز
تیر همه ی تیره دلان توی کمان است
من با سخن عشق معما ننوشتم
"چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است"
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 2:24 توسط مونا
|
هیچگاه هیچ را در هیچ ضرب کرده ای!؟